در بهار چه باید کرد
در بهار چه باید کرد
کلمه بهار هزار کلمه بدنبال خود می آورد و هر کلمه امید و آرزویی رنگین تر و
شاعرانه تر می زاید.......... غباری شفاف پیش چشمانم را فرا می گیرد که در
ماورا آ ن به شکلی دیگر نمودار میگردد.
صحنه هائی دلکش و شادی بخش بر پرده خیالم نقش می بندد که در ذهن حقیقت
محض و شهود کامل و در عالم خارج رویای دلپذیر و آ رزوهای طرب انگیز نام
دارد.
بزودی این آرزوها از عالم تصور بر سر زبان می آید و از زیر لب راه به بیرون
می یابد:
آری بهار بزودی خواهد آمد اشعه آفتاب سیلی به بنا گوش سرما خواهد رد... نسیم
خوشبو و لطیف خواهد ورزیدهم ا ین شاخهای عریان و هم آ ن دیگر شاخها که
هنوز بر گهای خزانی خود را نگاه داشته ا ند کسوت نوروزی به بر خواهند کرد
نقاش طبیعت قلم موی پر نگار خود را به کار خواهد ا نداخت. شاهکارهای
درخشان خود را ا ز این کران تا به آ ن کران درهمه جا خواهد گسترد گل و سنبل
به بازار آمد .. منادی طبیعت مرده دلان را به جشن فروردین خواهد خواند..
آنگاه دامنه تصورم چنان پهن می شود که از قعر آ سمان و اعماق بهشت هم می
گذرد و ا ز آ نجا به عالم ظاهر باز گشته و در ا ین کلام خلاصه می شود:
خوب در بهار چه باید کرد ؟
این پرسش درونی را سیلی از پاسخ به د نبال می آید:
چه خواهم کرد ؟ اوه ! ای کا ش آ ن موسم زیبا زودتر در رسد تا بگویم که چه ها
خواهم کرد هیچ گونه در میان گلهای باغ غوطه خواهم خورد چگونه روی چمنها
ی سبز خواهم غلطید چگونه با یارا ن پاکباز در جشن گل شرکت خواهم کرد
چگونه دوا ن دوا ن ا زشهر به سوی افق خواهم گریخت مزارع سبز و خرم را به
زیر پا در خواهم نوردید سر و روی خود را به گلهای وحشی خواهم آ را ست
چهره خود از آ بهای الماس گون خواهم شست از پای نخواهم ایستاد تا به دامن کو
هسارا ن رسم و قدم بر فرا ز و نشیب نهم دست از جستجو بر نخواهم داشت تا
((الاله)) بیام .. آنگاه ا ین دلبران دل نازک کوهستانی را که پیش ا ز هفته ای وفا
ندارند بر سینه خود جای داد سپس همچون کبک دری قهقهه خواهم زد از دلشای
نعره بر خواهم کشید با صدائی بلند که عکسش از کوه به صحرا و ا ز صحرا به
همه جا رسد خواهم گفت :
ا ی خدا ! ا ی طبیعت ! می بینی که من چه قدر خوشم!........................
تعطیلات به همه خوش بگذره
ا ر امروز کاری به فردا ممان
چه دانی که فردا چه گردد جهان
گلستان که ا مروز باشد بهار
تو فردا چنین گل نیاید به کار
دوستای خوبم من اومدم و این متنو نوشتم و امیدوارم که خشتون بیا د
راستی منو با نظرهای خوبتون شاد و خوشحال کنید
امیدوارم که از این وبلاگ خوشتون اومده باشه
آیا شما از بهار خوشتون می یا د یا که ؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگه شوهر شما يک بر نامه نويس باشه جه اتفاقي مي افته
...
شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسي رو که صبح بهت گفتم خريدي؟
شوهر: Bad command or File name.
زن: ولي من صبح بهت تاکيد کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.
زن: خوب حقوقتو چيکار کردي؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied.
زن: مي دوني، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch.
زن: تو يک موجود بدرد نخور هستي.
شوهر: By Default.
زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزي بخوريم.
شوهر: Hard Disk Full.
زن: ببينم ميتوني بگي نقش من تو زندگي تو چيه؟
شوهر: Unknown Virus Detected.
زن: خب مادرم چي؟
شوهر: Unrecoverable Error.
زن: و رابطه تو با رئيست؟
شوهر: The only User with Write Permission.
زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داري يا کامپيوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters.
زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.
زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User.
زن: مي دوني، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer
| 01 | Mohsen Yegane - Atish Pare | |
| 02 | Mohsen Yegane - Akhe Dele Man | Download |
| 03 | Mohsen Yegane - Delamo Bordi | Download |
| 04 | Mohsen Yegane - Karbala | Download |
| 05 | Mohsen Yegane - Rooto Kam Kon | Download |
